picture
نویسنده: rose
*من رزا هستم مدیر این وبلاگ . نظرات خوبتون فراموش نشه اینم ایمیل من:rosa.flower66yahoo.com اگه كاری داشتین برام ایمیل كنین بازم از اینكه به وبلاگم سر زدید ممنون یادتون نره تو نظر سنجی هم شركت كنین*
نویسنده: rose
نویسنده: rose
وقتی بارونی چشمام تو کجایی؟ تک و تنها مونده دستام تو کجایی؟ وقتی پـرپـر می زنه این دل زارم ساکت و خاموش لبهام تو کجایی؟ وقتی بی تو نازنین بی همنشین و گوشه گیری تک وتنهام تو کجایی؟ وقتی بغض تو گلوم و گونه هام خیس یه نوازشگرو می خوام تــو کجایی؟ چشمای تو یه فانوس همیشه روشن وقتی سوت و کوره شبهام تو کجایی؟ وقتی من با هر نفس لحظه به لحظه تو رو عاشقونه می خوام تو کجایی؟
نویسنده: rose
ای کسانی که مشغول دفن من هستید مرا در تابوت سیاهی بگذاری تا همگان بفهمند که من تیره بخت بودم.
چشمان مرا باز بگذارید تا همگان بفهمند که من چشم انتظار بودم
دستانم را باز بگذارید تا همگان بفهمند من از این دنیای عشق چیزی به همراه نبردم.
تکه یخی روی سینه ام بگذارید تا عوض مادرم برایم بگرید
نامه محبوب را بر سنگ مزارم بنویسید تا بفهمد دوستش داشتم .
بنویسید که آشفته دل خفته در این خلوت خاموش
بنویسید زاده غم بوده و گمشده فراموش
نویسنده: rose
دنیا رو بد ساختن .. کسی را که دوست داری . تو را دوست نمی دارد .. کسی که تو را دوست دارد . تو دوستش نمی داری .. اما کسی که تو دوستش داری و اوهم تو را دوست دارد به رسم و ایین هرگز به هم نمی رسند و این رنج است